محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6382

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بيامدند ، طغوتيا ، برادر بايكباك نيز بيامد ، احمد بن خاقان حاجب بايكباك با نزديك به پانصد كس بيامد ، بجز آن گروه از تركان و عجمان كه با طغوتيا آمده بودند . مهتدى نيز برون شد - صالح بن على نيز با وى بود - قرآن به گردن داشت و مردم را دعوت مىكرد كه خليفهء خويش را يارى كنند . وقتى شر بالا گرفت تركانى كه با مهتدى بودند سوى ياران خويش رفتند كه با برادر بايكباك بودند و مهتدى با فرغانيان و مغربيان و گروهى از عامه كه سوى وى شتافته بودند ، بماند كه طغوتيا برادر بايكباك چون هيجان زده اى انتقامجوى حمله برد و آرايش آنها را در هم ريخت و هزيمتشان كرد و بسيار كس از آنها بكشت كه به فرار روى بگردانيدند . مهتدى بتاخت و فرارى برفت ، شمشير برهنه در كف وى بود و بانگ مىزد : « اى گروه مردم خليفهء خويش را يارى كنيد . » تا به خانه ابو صالح ، عبد الله بن محمد يزدادى ، رسيد كه پس از دار بابك بود و احمد بن جميل عامل كمك آنجا بود . وارد خانه شد و سلاح بنهاد و سپيد پوشيد كه از خانه اى بالا رود و از ديگرى فرود آيد و بگريزد ، وى را جستند و نيافتند . احمد بن خاقان با سيصد سرباز بيامد و دربارهء او پرسش مىكرد تا بدانست كه در خانهء ابن جميل است . مهتدى شتاب كرد كه بالا رود ، تيرى سوى وى افكندند و با شمشير دريده شد . آنگاه احمد بن خاقان وى را بر اسبى يا استرى نشاند و تيمارگرى را پشت وى نشانيد تا وى را به خانه اش رسانيد كه به نزد وى درآمدند و به وى مشت مىزدند و آب دهن به صورتش مىافكندند و دربارهء بهاى اثاث و خورده چيزها كه فروخته بود از او پرسش مىكردند كه به ششصد هزار مقر شد كه كرخى به نزد كسان در بغداد سپرده بود ، خسف معلوم الحال را بنزد وى محبوس يافتند . دربارهء ششصد هزار دينار رقعه اى از او گرفتند و او را به يكى دادند كه خايه اش را فشرد تا او را كشت . ( 459 بعضيها گفته‌اند سبب و آغاز اختلاف آن بود كه ابناى تركان فراهم آمدند و